ای ماه سر به مهر سر از سجده بر مدار
پشت سرت کسی است که شق القمر کند
محمود حبیبی
این مثنوی رو شب شهادت امیر المومنین علیه السلام گفتم.گرچه از ضعف شعرم نزد مولایمان معذورم اما امید است که قبول افتد.
دارد می آید آفتاب از سوی مغرب
تا تر کند از خون خود گیسوی مغرب
دارد می آید باز هم آقای مسجد
امشب چه خواهد کرد با غوغای مسجد
مولا رسید و گرم در آغوش مسجد
گویی اذان می گفت او در گوش مسجد
کون و مکان در پشت مولا در نمازند
هفت آسمان وقت قنوتش در نیازند
وقتی که مولا در نمازش غرق می شد
یکباره شمشیری به قصد فرق می شد
ضربت نشست و نور از مهتاب پاشید
رنگ خجالت بر رخ محراب پاشید
از آسمان ها رخصت باران گرفتند
خون خدا را از دل قرآن گرفتند
با قهر گویی ماه از شب دور می شد
چشم زمین از گریه گویی کور می شد
آن کس که روزی کعبه را بشکافت، امشب
فرقش شکست و کعبه را بشکافت یک شب
امشب تمام بردباران می گدازند
امشب چه آهنگ حزینی می نوازند
کون و مکان حس یتیمی دارد امشب
قلب زمین هرلحظه بیمی دارد امشب
دنیا سرش را روی زانو تکیه داده
از غصه دستش را به پهلو تکیه داده
بابای دنیا دست دنیا را نگه دار
بر دوش، بابا نان و خرما را نگه دار
بابای دنیا رحم کن بر ماه امشب
بابای دنیا گریه کن در چاه امشب
بنگر به شیر و شور می آیند مردم
بنگر ز راه دور می آیند مردم
یعقوب، موسی، نوح ،عیسی در شتابند
امشب تمام مُخلَصین پا در رکابند
می آید از غیب آنکه استقبالت ای ماه
آگه تر است از هر کسی بر حالت ای ماه
فزت برب الکعبه آری این چنین است
فزت برب الکعبه معنایش همین است
آنها که در دل ساز شیطان می نوازند
شمشیر را بر فرق قرآن می نوازند
گرچه بهار عشق را پاییز کردند
جام جهان را از علی لبریز کردند